اضطراب در کودکان همیشه از یک اتفاق بزرگ شروع نمیشود. گاهی رفتارهای روزمره والدین، حتی رفتارهایی که با نیت خوب انجام میشوند، میتوانند احساس نگرانی و ناامنی کودک را بیشتر کنند.
البته منظور این نیست که والدین باید همیشه بدون اشتباه رفتار کنند. همه والدین گاهی خسته میشوند، عصبانی میشوند یا واکنش نامناسبی نشان میدهند. مسئله زمانی مهم میشود که یک الگوی رفتاری بهصورت مداوم تکرار شود.
در ادامه با ۱۰ رفتار آشنا میشویم که ممکن است در افزایش اضطراب کودک نقش داشته باشند.
۱. مقایسه کردن کودک با دیگران
«ببین دوستت چقدر خوب درس میخونه!»
«چرا تو مثل خواهرت نیستی؟»
مقایسه مداوم میتواند این احساس را در کودک ایجاد کند که برای باارزش بودن باید از دیگران بهتر باشد. این موضوع ممکن است ترس از شکست و نگرانی درباره قضاوت دیگران را افزایش دهد.
به جای مقایسه، بهتر است پیشرفت کودک را نسبت به گذشته خودش ببینیم.
۲. انتقاد و سرزنش مداوم
کودکی که مرتب میشنود «باز خراب کردی»، «چقدر بیدقتی» یا «هیچوقت درست انجام نمیدی»، ممکن است به مرور از اشتباه کردن بترسد.
اشتباه کردن بخش طبیعی یادگیری است. بهتر است به جای حمله به شخصیت کودک، درباره رفتار مشخص او صحبت کنیم.
مثلاً به جای:
«تو خیلی بیمسئولیتی.»
بگوییم:
«این قسمت از کارت رو درست انجام ندادی؛ بیا ببینیم چطور میتونیم درستش کنیم.»
۳. توقع بیش از حد
گاهی والدین از روی علاقه و آرزوی موفقیت فرزندشان، انتظارهای بسیار بالایی دارند.
اما اگر کودک احساس کند همیشه باید بهترین نمره، بهترین عملکرد یا بهترین رفتار را داشته باشد، ممکن است دائماً نگران شکست خوردن باشد.
کودک باید بداند که ارزش او فقط به موفقیتهایش وابسته نیست.
۴. دعوا و تنش زیاد در خانه
کودکان نسبت به فضای عاطفی خانه حساساند.
مشاجرههای شدید و مکرر، فریاد زدن یا فضای پرتنش میتواند احساس امنیت کودک را تحت تأثیر قرار دهد.
حتی اگر موضوع دعوا مستقیماً مربوط به کودک نباشد، ممکن است او نگران شود که «نکنه اتفاق بدی بیفته؟»
۵. ترساندن کودک برای کنترل رفتار
گاهی والدین برای اینکه کودک سریعتر حرفشان را گوش کند، از ترس استفاده میکنند:
«اگه این کارو کنی دیگه دوستت ندارم.»
«اگه حرف گوش نکنی میبرمت دکتر!»
«پلیس میاد میبرتت.»
این روش شاید در کوتاهمدت باعث توقف یک رفتار شود، اما میتواند احساس امنیت کودک را کاهش دهد.
تربیت مؤثر بیشتر به قانون روشن، پیامد منطقی و آموزش رفتار درست نیاز دارد تا ترساندن.
6. حمایت بیش از اندازه
محافظت از کودک ضروری است، اما اگر والدین همیشه به جای او تصمیم بگیرند، اجازه تجربه کردن ندهند یا دائماً هشدار بدهند، ممکن است کودک تصور کند خودش توانایی مقابله با مشکلات را ندارد.
مثلاً اگر کودک میخواهد کاری متناسب با سنش انجام دهد، به جای «نکن، خطرناکه!» میتوانیم بگوییم:
«میتونی امتحانش کنی؛ من کنارت هستم.»
۷. بیاعتنایی به احساسات کودک
وقتی کودک میترسد یا ناراحت است، گفتن جملاتی مثل:
«چیزی نیست!»
«این که ترس نداره.»
«بچه که گریه نمیکنه.»
ممکن است باعث شود کودک احساس کند احساساتش قابل قبول نیستند.
بهتر است ابتدا احساس او را بپذیریم:
«میفهمم ترسیدی. بیا با هم ببینیم چی باعث شد بترسی.»
پذیرش احساس به معنای تأیید ترس نیست؛ یعنی کودک احساس کند کسی او را میفهمد.
۸. تهدید به طرد شدن
یکی از نیازهای اساسی کودک، احساس امنیت در رابطه با والدین است.
جملاتی مانند «دیگه دوستت ندارم» یا «دیگه بچه من نیستی» میتواند این امنیت را تهدید کند.
حتی زمانی که رفتار کودک اشتباه است، بهتر است پیام ما این باشد:
«من این رفتار رو قبول ندارم، اما همچنان دوستت دارم.»
یعنی رفتار قابل اصلاح است، اما محبت والدین به یک رفتار خاص وابسته نیست.
۹. انتقال نگرانیهای والدین به کودک
کودکان از والدین خود فقط حرف زدن را یاد نمیگیرند؛ بلکه نحوه واکنش به اتفاقات را هم مشاهده میکنند.
اگر والد دائماً درباره خطر، بیماری، شکست یا آینده نگران باشد، کودک ممکن است دنیا را مکانی بسیار خطرناک تصور کند.
این به معنای پنهان کردن همه مشکلات از کودک نیست؛ بلکه بهتر است نگرانیها را متناسب با سن او و بدون ایجاد ترس غیرضروری مطرح کنیم.
۱۰. قوانین نامشخص و واکنشهای غیرقابل پیشبینی
کودک برای احساس امنیت به حد و مرزهای مشخص نیاز دارد.
اگر یک روز کاری ممنوع باشد و روز دیگر همان رفتار بدون هیچ توضیحی مجاز باشد، کودک ممکن است نداند چه چیزی انتظار میرود.
قوانین ساده، قابل فهم و متناسب با سن کودک میتوانند محیط قابل پیشبینیتری ایجاد کنند.
چطور به کودک احساس امنیت بیشتری بدهیم؟
هیچ پدر و مادری کامل نیست. هدف، تبدیل شدن به والد بینقص نیست؛ هدف ایجاد رابطهای امن و قابل اعتماد است.
چند کار ساده میتواند کمککننده باشد:
به احساسات کودک گوش بدهید.
قبل از اینکه سریع راهحل بدهید، اجازه دهید احساسش را بیان کند.
به جای مقایسه، تشویق کنید.
تلاش کودک را ببینید، نه فقط نتیجه را.
قوانین مشخص داشته باشید.
کودک باید بداند چه چیزی از او انتظار میرود.
به او فرصت استقلال بدهید.
اجازه دهید متناسب با سنش انتخاب کند، تجربه کند و اشتباه کند. بین رفتار و شخصیت کودک تفاوت بگذارید.
رفتار نامناسب را اصلاح کنید، اما به شخصیت کودک برچسب نزنید.
محبتتان را قابل پیشبینی کنید.
کودک باید بداند حتی وقتی اشتباه میکند، همچنان مورد محبت و حمایت شماست.
در پایان…
اضطراب کودک یک علت واحد ندارد و نمیتوان هر اضطرابی را به رفتار والدین نسبت داد. عوامل مختلفی از جمله ویژگیهای فردی کودک، محیط مدرسه، تجربههای استرسزا و شرایط خانوادگی میتوانند در آن نقش داشته باشند.
اما رابطه امن با والدین میتواند یکی از مهمترین منابع حمایت کودک باشد.
گاهی کودک بیشتر از یک والد کامل به یک والد امن، شنوا و قابل اعتماد نیاز دارد.
اگر اضطراب کودک شدید، مداوم یا مختلکننده خواب، مدرسه، روابط یا فعالیتهای روزمره اوست، بهتر است برای ارزیابی دقیقتر از متخصص سلامت روان کودک کمک گرفته شود.



